الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

15

راه اصلاح يا امر به معروف و نهى از منكر (فارسى)

است . و چون همه افراد از حيث ايمان در يك درجه و مرتبه نيستند و ميزان تأثير و تسلط بر نفوس يكسان نيست ، بايد هر كس مراقب و مواظب خود باشد و با ملاحظه ، قدم بردارد و هواى نفس را كوچك و حقير نشمارد . با تمام اين مطالب كمتر كسى است كه بتواند طورى زندگى كند كه لغزش و خطايى از او صادر نشود . غالب مردم به واسطه ضعف ايمان و اينكه نتوانسته‌اند كاملًا بر خويش تسلّط يابند از معصيت و خطا مصون نمىمانند ؛ زيرا نقاط ضعف در انسان زياد و نواقص او بسيار است ، لذا بايد به وسيله امر به معروف و نهى از منكر اين گونه افراد را ملتفت معايب اعمالشان ساخت تا متنبّه و پشيمان شوند و خط سير خود را عوض كنند . پاره‌اى ديگر هم يا اصلًا بىايمان‌اند و فطرت پاك انسانيت را از دست داده‌اند ، و يا آنقدر ايمان آنها بىثمر است كه به رعايت آداب و قوانين ، مقيد نيستند و ملاحظه و حسابى در كارها ندارند . اين طايفه را هم توسط امر به معروف و نهى از منكر بايد محدود نمود و وادارشان ساخت كه از آداب و حدود و قواعد ، تبعيت و احترام نمايند . اگر از امر به معروف و نهى از منكر خوددارى شود رفته رفته دامنه گناهان و معاصى توسعه پيدا كرده ، رشته زندگى اجتماعى بشر از هم گسيخته خواهد شد و مفاسد و معايب بزرگ توليد مىگردد . همان‌طور كه اگر يكى از اعضاى پيكر فرد از انجام كار خود باز ماند ، ساير اعضا نيز در انجام وظيفه در رنج و تعب مىافتند ، و اگر عضو مريض معالجه نشود ، بسا همان يك عضو ، تمام پيكر را از پاى در مىآورد ، فردى هم كه براى جامعه به منزله يك عضو است ، اگر فاسد شد و وظيفه خود را